شهسوار خان یار محمد زهی

در سال 1270 بدنیا آمد پدرش بجار نام داشت. زندگی سیاسی او همزمان با ورود زنرال دایر و حمله وی با همکاری سردار جیند خان یار محمد زهی به پاسگاه های انگلیس در نوشکی و ساندیک و کاروانهای نظامی انگلیس در داخل خاک هند آغاز شد .او مردی دانا شجاع و زیرک بود و عالی رتبه ترین مشاور سردار جهیند خان یار محمد زهی محسوب می شد در بدو ورود دایر به سرحد مدافعان سرحد به فرماندهی سردار جیهند خان یار محمد زهی در روستای گزک سنگان در دو کیلومتری محل استقرار زنرال دایر اتراق نمودند پس از مشورت با سردارپهلوان گمشادزهی سردار جیند خان یارمحمد زهی شهسوار را به نمایندگی از خود به نزد دایر فرستاد و به او پیام داد که ما قصد صلح و مذاکره داریم ولی چون شما کافرید و ما مسلمان دین ما اجازه نمی دهد مسلمان به دست بوس کفر برود دایر با شنیدن این پیام دست به حیله زد و گفت شما حسن نیت نشان داده اید و به استقبال آمده اید اکنون چون حرمت مسلمانی اجازه نمی دهد اشکالی ندارد ما به استقبال شما می آییم شهسوار این پیام را به مدافعان سرحد رساند و آنها منتظر ورود دایر بودند که خود را در محاصره دیدند و جنگ آغاز شد تا غروب آفتاب مردانه جنگیدند و دو تن از بهترین جنگجویان آنها پهلوان گمشادزهی فرزند لشکرخان و ولی محمد یارمحمد زهی فرزند جیند خان به شهادت رسیدند پس از آن که دایر دید کاری نمی تواند بکند تا روستای کمال آباد آنها را تعقیب کرد و با اشغال این روستا به خاش حمله نمود پس از سقوط خاش توانست محمد حسن خان کرد را از حکومت به پایین کشد و حکومت ملوک الطویفی کردها را در خاش منقرض سازد گرچه تا سالها بعد حاکمان کرد در تمین کوشه تمندان و زابلی بر مسند حکومت بودند پس از فتح خاش سرداران بلوچ از جمله شهسوار درصدد باز پس گیری این شهر افتادند ولی چون سلاح های آنها قدیمی بود شهسوار ماموریت یافت برای دریافت سلاح های جدید با آلمانی ها مذاکره کند وی با نامه سردار جیهد خان عازم نرماشیر شد و از آنجا به بم برود ولی دایر از ماموریت شهسوار اطلاع پیدا کرد و قبل از خروج وی از خاش او را دستگیر نمود و حکم اعدام داد ولی با وساطت گل بی بی یار محمد زهی فرزند هیدل حکم او لغو شد وی سرانجام پس از سالها مبارزه در سال 1329 رخت از جهان فرو بست و در گزو به خاک سپرده شد